مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
616
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
سوق ثمانين ( بازار هشتاد تن ) خواندند . آوردهاند كه نخستين بنايى كه بر روى زمين ساخته شد خانهء خدا كعبه است و آن را شيث بن آدم بنا كرد . در كتب ايرانيان آمده كه هوشنگ مداين را بنياد نهاد و آن را كردبنداذ ، يعنى « عمل كرده يافته شد » [ 1 ] ناميد و چنان است كه گويى پيش از وى بنايى بوده است ، بعد ويران شد و ديگر بار زاب شهريار آن را ساخت و هم اوست كه دوزاب را حفر كرد و سپس اسكندر آن را بنا كرد سپس شاپور ذو الأكتاف ساخت . طهمورث بابل را ساخت و آن شهرى است باستانى . و نيز هم او ساخت ابريز را در آذربايجان و اواق را بر سر كوهى بلند در هند و كهندژ مرو را در خراسان . گويند جمشاد همدان را در سرزمين جبل ساخت و اصطخر را در سرزمين فارس و مذار را در سرزمين بابل و طوس را در سرزمين خراسان . گويند كى لهراسب جبّار ( گردنكش ) بلخ الحسناء را در سرزمين هند ساخت و كهندژى در سرزمين مكران . گويند بهمن در پيرامون اصطخر بنايى شگفت ساخت و دارابجرد را در فارس بنا كرد و دارا بن دارا ، دارا را در سرزمين جزيره ساخت و هوشنگ ( اوشهنج ) شهر بابل را ساخت و شهر سوس ( شوش ) را در اهواز و معنى آن زيباست . سپس تستر را ساخت يعنى زيباتر و شابور بن اردشير جندىشاپور را ، در سرزمين اهواز ساخت و انبار را در عراق و هرمز بطل دسكرة الملك را ساخت و يزدگرد خشن بنايى در ارمينيه و بنايى در سرزمين گرگان ساخت و شاپور ذو الأكتاف نيشابور را در خراسان بنا كرد و اسكندر ده شهر ساخت : سرنديب در هند ، اسكندريه در يونان ، جى در اصفهان ، هرات و مرو و سمرقند در خراسان . و چه كسى مىتواند سازندگان شهرها و بنيادگذاران قريهها را بشمارد و چه كسى از آغاز پيدايش آنها آگاهى دارد ، مگر خدا . همان گيرم كه ما توانستيم از روى كتب ايرانيان به شهرهاى ايشان آگاه شويم و از شهرهايى كه در دورهء اسلامى ساخته شده ، به مناسبت نزديكى زمان و يافتن در تاريخ اطلاعاتى به دست آوريم ، آن وقت شهرهاى هند و چين و روم و ترك را از كجا بدانيم ؟ هر شهر يا قريهاى حتما منسوب به سازندهء آن نيست ، چرا كه ممكن است به نام سازندهء آن باشد يا به نامى كه قبلا داشته است يا به نام آبى يا درختى يا چيزى . و گاه باشد كه مردمانى در محلى اجتماع مىكنند و آنجا شهرى مىشود و اين نشان مىدهد كه يك
--> [ 1 ] كردبنداذ : « معمولا وجد » .